X
تبلیغات
عاشقانه




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





عشق

نام من عشق است ایا می شناسیدم؟؟؟؟؟؟؟؟
نام من عشق است ایا
می شناسیدم؟
زخمی ام زخمی سرا پا
می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته هستم خسته ایامی شناسیدم؟
راه شش صد ساله ای از دفتر حافظ
تا غزل های شما ایا می شناسیدم
این زمانم گر چه ابره تیره پوشیدست
من همان خورشیدم اما می شناسیدم؟
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا رامی شناسیدم؟
می شناسند چشم هایم چهرهاتان را
همچنانی که شما ها می شناسیدم؟
این چنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا می شناسیدم؟
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رود های روح دریا می شناسیدم؟
اصل من بودم بهانه بود فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا می شناسیدم؟
در کفه فرهاد تیغه من نهادم من
من بریدم بیستون را می شناسیدم؟
مسخ کرده چهره ام را گر چه این ایام
با همین دیدار حتی می شناسیدم؟
من همانم اشنای سال های دور
رفته ام از یادتان یا می شناسیدم؟؟؟

تومی آیی
تو می آیی تو می آیی
یقین دارم كه می آیی
زمانی كه مرا در بستر سردخدا...
شبی همصحبتی میگفت:
{که با روییدن یک مرگ

شهابی می چکد
از چشمهای آسمان ناگاه}
و من با گریه پرسیدم:
چرا در مرگ دل
اما

سقوط بی نهایت اشک

کافی نیست؟!
آن لحظه که نگاهم به نگاهت خورد گره
دلم لرزید
سوخت پر زد
تنهاییم پر شد
آن لحظه صداقت در نگاهت پرزد
وبه پای عشق سجده کرد
تنها توبودی که گرفتی دستم را
گرمی دستت شعله کشید
سوخت قلبم را
برای تو بهترینم.

اعتماد دارم
کشتی هايم به دريا رفته اند
حتی اگربه بادبان ها ودکل های شکسته بازگردند،
به دستی اعتماد دارم که هرگز شکست نمی خورد
واز پليدی نيکی به بار می آورد
حتی اگر کشتی هايم در هم شکنند
وهمه اميد هايم غرق شوند
فرياد می زنم:"به تو اعتماد دارم".



نفسم میگیرد در هوایی که نفس های
تو نیست

بهترینم ، می دانم قلبم کوچکتر از آنی است
که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشد
اما در سکوت پراز فریاد خود می گریم
و می گویم
با همین قلب کوچک
به وسعت تمام خوبی ها و سادگی هایت دوستت دارم

تنهایی غمناک
شبی از پشت یک تنهایی غمناک وبارانی
تورابالهجه گلهای نیلوفری صدا کردم
تمام شب برای طراوت دادن باغ قشنگت
آرزوهایت دعاکردم.
پس ازیک جست وجوی نقره ای
درکوچه های احساس
تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام روییده
باحسرت جدا کردم......

زندگی یعنی....
زندگی یعنی چکیدن،همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یغنی لطافت ، گم شدن در معنی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

فریدون مشیری
مهرورزان زمانهای کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که تویی
بر نیاید دگر آواز از من
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میل دل دوست
بپذیریم به جان
هر چیز جز میل دل او
بسپاریم به باد
آه
باز این دل سرگشته من
یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق

[+] نوشته شده توسط محسن قربانی در 18:2 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall



شهر کرد - پزشک پوست - گویا آی تی - تک تمپ - امیر خان | شرم - گرافیک - وبلاگ